فرزندان آینده از ما چه می پرسند؟

تلویزیون روشن است و از اتفاقات مهم تاریخ معاصر ایران می گوید، ناخودآگاه نگاه فرزند که از سن بلوغ خود عبور کرده است به پدر و مادر خود می افتد. سوالی در نگاهش موج می زند. شما در آن زمان چه کردید؟

اگر می خواهیم فرزندان آینده از ما سوالات بی جواب نپرسند و یا شرمندگی را در نگاه ما نبینند، هم اکنون نقش خود را برای جامعه تعریف کنیم. مسئولیتی که همه انسان های فداکار این مرز و بوم برای خود در طول تاریخ قائل بودند.

شما از کدام قشر جامعه هستید. سوال فرزند شما درباره جایگاه و مسئولیت های شماست. اینکه برای اقتصاد ایران چه کردید؟ اگر شما مدیر، معلم و یا تولید کننده هستید فرزند شما چنین سوالاتی خواهد کرد؟

مدیر و مسئول

آیا مجوز وارادات بی رویه کالاهای لوکس را شما دادید؟
آیا مجوز واردات کالاهای مشابه داخلی را شما دادید؟
آیا شما از جوانان نوآور، مبتکر و با استعداد حمایت کردید؟
چرا شما چند شغل داشتید و بعضی به دنبال چند شغل؟
چرا نخبه های کشور به خارج مهاجرت می کردند؟
چرا قرارداد پروژه های بزرگ داخلی را به خارجی ها دادید، در حالی که شرکت های داخلی توان لازم را داشتند؟
چرا پول بانک ها و بیمه ها را در دلالی ارز و مسکن هزینه کردید؟
آیا مجموعه زیر دست خود را به خرید کالای ایرانی ملزم کردید؟
و…

شخصیت های تاثیرگذار( اساتید، هنرمندان، معلمان، روحانیت و…)

آیا در سخنانتان مردم را دعوت به خرید کالای ایرانی کردید؟
آیا از مسئولین، حمایت از کار و سرمایه ایرانی را مطالبه کردید؟
آیا دانش آموزان یا دانشجویان تحت آموزش خود را دعوت به خرید کالای ایرانی کردید؟

تولید کننده

آیا از دستگاه و ماشین آلات ایرانی در خط تولید استفاده کردید؟
آیا در فشار اقتصادی نمی توانستید تولیدی خود را حفظ کنید؟
چرا برای بومی کردن فناوری های خط تولید تلاشی نکردید؟
چرا برای ایجاد بهره وری و کنترل هزینه ها تلاشی نکردید؟
چرا برای افزایش کیفیت محصولاتتان تلاشی نکردید؟

مردم

آیا در مصرف آب، انرژی و… صرفه جویی کردید؟
آیا از سرمایه خود برای اشتغال استفاده کردید؟
چرا با دوستان و آشنایان همکاری گروهی برای اشتغال زایی انجام ندادید؟
آیا خرید کالای ایرانی را به خارجی ترجیح دادید؟
چرا با خرید کالای لوکس خارجی باعث خروج ارز از کشور شدید؟
چرا کالای خارجی در فروشگاه خود ارائه کردید؟
چرا برای پیدا کردن کالای داخلی مشابه تلاش نکردید؟
آیا کالای داخلی با کیفیت را به همدیگر معرفی کردید؟
آیا در فضای مجازی از خرید کالای ایرانی حمایت کردید؟

دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم دیگران بخورند

روزی خسرو به تماشای صحرا بیرون رفت. باغبانی را دید، مردی پیر و سال‌خورده که درخت انجیر می‌نشاند. خسرو گفت: «ای پیر، درختی که تو امروز نشانی میوه آن کجا توانی خورد.» پیر گفت: «دیگران نشاندند ما خوردیم ما بنشانیم دیگران خورند»

زیست؛ بازار زندگی ایرانی…

 

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *