رمان نامیرا؛ وصفی زیبا از کوفه پیش از کربلا

کربلا یکی از اثر گذارترین واقعه ی تاریخ اسلام شیعه و نمایش جبهه حق علیه باطل است. یادگار امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) شمشیر ها را به آغوش کشید تا دین جدش را زنده نگه دارد و نشان دهد که حق همواره پیروز است. بیش از ۱۴ قرن از این رخداد که با مردانگی و سربلندی بود میگذرد، اما هنوز هم می توان از این واقعه درس های بسیاری گرفت. آنچه که واقعه کربلا را رقم زد و نامیرا ترین مرد تاریخ را به قتل گاه برد خیانت مردمانی بود که ادعای دوست و همزیستی داشتند. چه چیزی مردمان کوفه را به اینجا کشاند که دستشان به خون نوه ی پیامبر آلوده شد؟ کتاب نامیرا به زیبایی کوفه را پیش از کربلا روایت می کند و فضای پر شک و تردید را به تصویر خواهد کشید.

کوفه پیش از کربلا

کتاب نامیرا درباره ی وقایع کوفه پیش از واقعه ی کربلا است. صادق کرمیار نامیرا را در سال ۱۳۸۰ در دو نسخه رمان و فیلم نامه نوشت. به گفته ی نویسنده روایت قصه کاملا تخیلی است اما بر بستری از واقعیت و با شخصیت های واقعی بنا شده است. کرمیار پس از نوشتن نامیرا قصد انتشار آن را نداشت و فقط فیلم نامه را در اختیار صدا و سیما گذاشته بود. ۸ سال بعد از طریق دوستان صادق کرمیار، نامیرا به انتشار رشید. در طرح روی جلد کتاب از آیه ی ۱۶۹ سوره ((بقره)) استفاد شده است ک مضمون آن نامیرایی شهیدان راه حق است.

روایت داستان

نویسنده ایده‌ی نوشتن کتاب را تفکر درباره‌ی عبدالله بن عمیر و چرایی واقعه‌ی کوفه می‌داند. عبدالله بن عمیر مردی از قبیله‌ی «بنی‌کلب» بود که از همان اوایل معتقد بود کوفیان بد عهدند و به همین دلیل نامه‌ای به «امام حسین(ع)» نوشت، هرچند در جدال میان حق و باطل در ذهن خودش در نهایت به یاری امام زمانه‌اش در کربلا رفت.

اما بر سر بقیه‌ی کوفیان چه آمد؟ آن‌هایی که طومارهای بلند نوشتند و نوه‌ی رسول خدا را به کوفه دعوت کردند. آن‌هایی که قول بیعت دادند و حرف از براندازی حکومت ظالمانه‌ی «بنی امیه» و «یزید بن معاویه» زدند. این موضوع که چرا کوفیان به جای بیعت، شمشیرهای شقاوت را انتخاب کردند رازی در دل خود دارد. نویسنده ی نامیرا این راز را در محاسبه‌گری می‌داند. خلاصه ی حرف او این است که آنانی که از ابتدا در کوفه برای امام حسین(ع) نامه نوشتند، هدفشان دفاع از حق نبود. بسیاری منافعشان به خطر افتاده بود و بسیاری هم از امویان کینه به دل داشتند. به همین دلیل وقتی بعضی طمع می کنند و بعضی دیگر تهدید می‌شوند به سپاه مخالف می‌پیوندند و  در برابر مهمانی که دعوت کرده‌اند، می‌ایستند و روز عاشورا دستشان را به خون او و خانواده‌اش آلوده می‌کنند.

نقد نامیرا در محافل ادبی و مذهبی

نامیرا در محافل ادبی بسیار مورد توجه قرار گرفت. بسیاری از منتقدان هم آن را نمونه جامعی از یک کتاب فتنه ‌شناسی دانسته‌اند. کتابی که نشان می‌دهد چگونه ممکن است حق و باطل آنقدر در هم آمیخته شود که بسیاری از آدم ‌های با تجربه و دانا هم به تردید بیفتند. «آیت الله خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی ایران هم نامیرا را خوانده و آن را کتابی خوب و شایسته تقدیر دانسته است.

خلاصه کتاب نامیرا

داستان نامیرا جایی آغاز می‌شود که عبدالله بن عمیر مردی از قبیله «بنی‌کلب» در روزهای پیش از عاشورا با همسرش در راه نخیله است که تشنه می‌مانند. آن‌ها در راه با «انس بن حارث» که در بیابان در انتظار قافله‌ی «امام حسین (ع)» نشسته است روبه‌رو می‌شوند. «انس» به قافله‌ی عبدالله آب می‌دهد. کمی بعد قافله‌ی عبدالله با کاروانی مواجه می‌شود که مورد حمله راهزنان قرار گرفته استعبدالله و سوارانش به کاروانیان کمک می‌کنند و راهزنان را فراری می‌دهند. پس از آن عبدالله می‌فهمد بار کاروان متعلق به «سلیمان» کاروان سالار و شریکش «عباس» است. «سلیمان» که در حمله‌ی دزدان زخمی شده و امیدی به نجات خودش نمی‌بیند کاروان را به عبدالله می‌سپارد و او را قسم می‌دهد اموال «عباس» را که در «حجاز» کشته شده، به همسرش «ام ربیع» برساند.

با این حال «سلیمان» زنده می‌ماند و «ام‌ربیع» را ملاقات می‎‌کند و رازی را برای او آشکار می‌کند. رازی که «ام‌ربیع» باید آن را به پسرش بگوید. اندکی بعد ربیع تصمیم می‌گیرد همراه مادرش، «بنی‌کلب» را به مقصد شام ترک کند. آن‌ها در مسیر شام به راهزنان برمی‌خورند و ربیع در درگیری با آن‌ها زخمی می‌شود. «عمرو بن حجاج» به «بنی کلب» می‌رود، آنان را از دست راهزنان نجات می‌دهد. «عمرو» می‌خواهد ربیع و مادرش را به بنی‌کلب برساند. ربیع قبول نمی‌کند. «عمروبن حجاج» تصمیم می‌گیرد آن‌ها را به خانه خودش در کوفه ببرد. او در خانه دختری به نام سلیمه دارد. ربیع و سلیمه به هم دل می‌بازند. هردوی آن‌ها بین حقانیت امام حسین(ع) و یزید تردید دارند. بحث‌ها و استدلال های طولانی میان آن دو در می‌گیرد و به موازات آن ماجراها در کوفه هم در جریان است…

نگاهی کوتاه به نویسنده ی کتاب

صادق کرمیار (متولد ۱۳۳۸- تهران) نویسنده، کارگردان، روزنامه نگار و فیلم‌نامه نویس ایرانی است. او از سال‌های آغازین جوانی فعالیت‌های فرهنگی و هنری بیشماری را انجام داده است. کرمیار سال‌های ۶۵ تا ۶۷ مسئول ویژه‌نامه‌ی «اطلاعات جبهه» بود. او در روزنامه اطلاعات و مجله‌ی سینمایی «مردم و سینما» نیز فعالیت کرده است. بیشترین شهرت کرمیار برای کارگردانی فیلم‌های «یک روز قبل» و «خاطرات مرد ناتمام » و نوشتن رمان نامیرا است. از دیگر آثار صادق کرمیار می‌توان کتاب‌های  «غنیمت»، «مستوری»، «حریم» و «دشت‌های سوزان» را نام برد. او برنده‌ی «جایزه ادبی جلال آل احمد» و همین طور «جایزه ادبی شهید حبیب غنی پور» شده است.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل فعالیت‌های هنری و فرهنگی صادق کرمیارگواهی‌نامه‌ی درجه یک هنری به او اعطا کرده است که معادل مدرک دکتری محسوب می‌شود. صادق کرمیار همچنان به فعالیت‌های فرهنگی و هنریش ادامه می‌دهد. ساختن فیلم نامیرا از برنامه‌های او برای ادامه فعالیت حرفه‌ایش است.

کتاب نامیرا را می توانید از فروشگاه اینترنتی کالای ایرانی زیست تهیه فرمایید. برای مشاهده دیگر کتاب های این مجموعه می توانید به این لینک مراجعه فرمایید.

زیست؛ بازار زندگی ایرانی…

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *